يكي از مزيتهاي بسيار خوب مترو گرم بودن واگنها در سرماي شديد زمستان و آن هم در اول صبح كه عازم محل كار هستم ميباشد. يعني به محض اينكه از خونه خارج ميشم با قدمهاي تند سعي ميكنم خيلي سريع وارد ايستگاه بشم. مخصوصا زمانهايي كه برف و بارون هم باشه داخل مترو بودن خيلي كيف داره و لااقل از شر آنها در امان هستم و اينكه تقريبا لباسها تميز ميمونه. البته خود مترو به حد كافي در كيفيت و تميزي لباس و كفش تأثير داره. در مطالب گذشته در اين مورد بارها صحبت شده است.
اما متأسفانه، يكي از بدشانسيهايي كه گريبانگير بنده و ساير مسافرين هم ايستگاهي من شده است لحظه ورود به ايستگاه موردنظر جهت سوار شدن به مترو ميباشد. يكي از ايراداتي كه در اين ايستگاه بسيار چشمگير ميباشد و شايد هر مسافري به محض وارد شدن به ايستگاه حواسش را جلب كند باد بسيار شديد همراه با سرماي زيادي است كه از داخل ايستگاه به سمت بيرون ميوزد. نحوه ساخت ايستگاه طوري است كه چگونگي اختلاف فشار هوا رو به آدم نشون ميده. لحظهاي كه وارد ايستگاه ميشويم سرما و باد وحشتناكي كه ناشي از اختاف فشار هوا بوجود آمده به سراغ آدم ميآيد. همان چند لحظه كافي است كه خيليها سرما بخورند و يا به حد كافي سرما زده شوند. چون واقعا اين سرماي ايستگاه آن هم در صبح زمستان برفي و سرد، بسيار تحمل ناپذير است. برعكس در تابستان كه حسابي از اين كولر طبيعي لذت ميبريم. بعد از چند لحظه كه از ورودي ايستگاه به سمت سكو حركت ميكنيم ديگر از آن سرما خبري نيست و فقط همان چند لحظه زمان ورود است كه دچار اين موقعيت ميشويم.
اما همچنان كه گفتم بخاطر گرم بودن واگنهاي مترو و اينكه بطوركلي از شر برف و باران و كثيفي خيابانها در امان هستيم خودش جاي شكر دارد. در اين ميان حتي بعضي وقتها گرماي داخل واگنها طوري تنظيم شده كه ميتوني كاپشن و پالتو رو هم در بياري تا زمان خارج شدن از ايستگاه سرما نخوري. البته گفتم بعضي وقتها و بارها شده كه راهبر محترم مترو شايد اشتباها بجاي بخاري و سيستم گرمايي، كولرها رو روشن گذاشته و مسافرين بيچاره مثل خودم حسابي يخ زدهاند.
خلاصه اين هم يكي از هزاران موارد خوب يا بد در مترو هست كه مثل ساير موارد زندگي، بايد تحمل كرد.
