تبليغاتX
خاطرات مترو - روان‌شناسي مترو

خاطرات مترو

وقايعي كه چند متر پايين‌تر از شهر تهران در حال انجام است

دوباره همانند روزهاي پاياني سال گذشته، مترو به روزهاي بحراني و شلوغ خودش نزديك مي‌شه. صرف نظر از اينكه در ساير مواقع از سال، مترو پر از مسافر و ازدحام بيش از حد مسافرين روبرو بوده است در نظر بگيريد در اين روزهاي پاياني، چه اوضاع و احوالي بر مترو حاكم شده است. الان ديگه وقتي در ايستگاه‌ها منتظر سوار شدن به مترو هستم حداقل بايد به اندازه دو مترو منتظر بمانم تا تازه بتوانم به درب واگن مترو نزديك بشم. يعني معمولا در سومين قطاري كه وارد ايستگاه ميشه شانس سوار شدن رو پيدا مي‌كنم.

مطلب بالا رو از اين جهت گفتم كه متوجه شلوغي وحشتناك مترو باشيد و اينكه مطلبي رو كه در ادامه مي‌خوام بگم در همين رابطه مي‌باشد.

هميشه يه موضوعي كه بارها به آن اشاره كرده‌ام شخصيت، رفتار و فرهنگ مسافرين مترو بوده است. خوشبختانه چون خودم مسافر دائمي مترو هستم هر مطلبي رو كه بيان مي‌كنم خودم هم شامل آن خواهم بود.

اگه بخوام يه روان‌شناسي از مسافرين مترو انجام بدهم بايد بگم كه در اين چند سال توانسته‌ام مسافرين رو به دو دسته تقسيم كنم.

دسته اول مسافرين با شخصيت و با ادب مترو هستند كه تحت هر شرايطي حاضر به درگيري لفظي و فيزيكي با ساير مسافرين مترو نمي‌باشند و هميشه سر هر موضوعي كه حتما هم پيش مي‌آيد سريع موضوع رو خاتمه مي‌دهند. بعنوان مثال در زمان‌هاي اوج شلوغي، اين دسته از افراد بهترين همكاري رو براي تلف نشدن زمان مسافرين، انجام مي‌دهند.

در ايستگاه‌ها و موقع پياده شدن مسافرين، اگر اين افراد داخل واگن باشند كه سعي مي‌كنند راه رو به كساني كه قصد پياده شدن دارند بدهند و اگر جلوب درب باشند كه خيلي مؤدبانه و بدون هيچگونه بحثي از قطار پياده شده و حدودا با فاصله نيم متري از درب قطار منتظر پياده شده مسافرين مي‌مانند و بعد سوار مي‌شوند. بارها اينگونه افراد رو ديده‌ام و حسابي هم لذت برده‌ام. زماني كه اين افراد در مترو باشند مطمئنا به موقع به مقصد خواهيم رسيد.

دسته دوم كساني هستند كه در هنگام پياده شدن و يا سوار شدن مسافرين، يا به سختي همكاري مي‌كنند و يا اصلا همكاري نمي‌كنند و مترو رو حق مسلم خودشان مي‌دانند. صد در صد درگيري‌هاي لفظي و فيزيكي مترو مربوط به اين دسته از افراد مي‌باشند كه به نظرم در مورد شخصيت آنها نياز به كار كارشناسي و بحث‌هاي طولاني است. چون به اين راحتي‌ها نمي‌توان با آنها كنار آمد.

شما يك روز شلوغ و پرازدحام مترو رو در نظر بگيريد. در يكي از ايستگاه‌ها مترو توقف مي‌كنه تا اول مسافرين داخل قطار پياده بشن و بعد اونايي كه بسته به شانسشون چقدر منتظر مانده‌اند سوار بشن. در اين حالت افراد دسته دوم در دو موقعيت مختلف، رفتار خودشان رو نشان مي‌دهند. موقعيت اول اونايي كه داخل مترو هستند به سختي اجازه پياده شدن به سايرين رو مي‌دهند. اين حالت همراه با اعتراض سايرين مي‌باشد كه سريع هم جوابشون رو دريافت خواهند كرد. اين حالت با ايجاد يك درگيري كوچك لفظي و رد و بدل شدن چند فحش كوچك و معمولي به اتمام مي‌رسد.

ولي حالت دوم از موقعيت اول افرادي هستند كه به هيج عنوان اجازه پياده شدن نمي‌دهند و همچنان ثابت و بدون حركت در جايشان مي‌ايستند اين حالت بستگي به رفتار طرف مقابل خواهد داشت. اگر طرف، جزء افراد دسته اول باشد كه خيلي سريع خواهد فهميد كه با چه اراذل و اوباشي روبرو هست و از يك مسير ديگه راهي براي پياده شدن پياده خواهد كرد. ولي اگر از بدشانسي جزء دسته دوم باشد پس از چند ثانيه درگيري لفظي ظريف و با اصول، كار به درگيري فيزيكي آن هم در شلوغي داخل مترو خواهد انجاميد.

در موقعيت ديگر در نظر بگيريد كه افراد دسته دوم، در ورودي درب مترو مستقر شده‌اند و تا آخرين توان ممكن، خودشان را به ميله واگن، آويزان كرده‌اند. حتي زماني هم كه قطار متوقف شده است همچنان خودشان را از ميله جدا نمي‌كنند و كوچكترين توجه و اهميتي به سايرين كه قصد پياده شدن و سوار شدن را دارند نمي‌دهند. مطلب جالب توجه هم اينكه اكثر اين افراد كه جلوي درب ايستاده‌اند در انواع درگيري‌هاي لفظي و فيزيكي تبحر خاصي دارند و زياد نمي‌توان حريف آنها شد.

اگر بخواهم خودم رو جزء افراد دسته دوم حساب كنم در موقعيت اول، خيلي سريع كنار رفته و راه رو براي پياده شدن باز مي‌كنم. اما اگر در موقعيت دوم قرار بگيرم واقعيتش فقط زماني از ميله جدا مي‌شوم كه دوباره بتوانم به داخل برگردم والا همچنان مقاومت مي‌كنم كه به بيرون رانده نشوم. چون فرصتي براي بازگشت نخواهم داشت.

خوشبختانه بعد از چند سال سوار مترو شدن به خوبي مي‌توانم تشخيص بدهم كه آيا مي‌توانم دوباره به داخل قطار برگردم يا نه.

خلاصه در اين روزهاي پاياني و شلوغ كه به سختي توانسته‌اي سوار شوي دل كندن از آن بسيار مشكل است.

بهرحال اكثر مواقع سعي كرده‌ام نه با كسي درگيري لفظي پيدا كنم و نه اينكه به كسي اجازه عبور ندهم. ولي اين روزها شرايط مترو خيلي خاص است و توصيه مي‌كنم با اعصاب قوي سوار مترو شويد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 15:3  توسط مترو سوار  |